لغت
دانمارکی – تمرین افعال
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.