لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
صحبت کردن
هر که چیزی میداند میتواند در کلاس صحبت کند.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.
به خانه رفتن
او بعد از کار به خانه میرود.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.