لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
آویخته شدن
یخها از سقف آویخته شدهاند.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
کُشتن
مار موش را کُشت.
نزدیک بودن
یک فاجعه نزدیک است.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.