لغت

اندونزيايی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/33564476.webp
تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل می‌دهد.
cms/verbs-webp/89635850.webp
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
cms/verbs-webp/123298240.webp
ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.
cms/verbs-webp/47062117.webp
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
cms/verbs-webp/78773523.webp
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
cms/verbs-webp/79322446.webp
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی می‌کند.
cms/verbs-webp/85871651.webp
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
cms/verbs-webp/64278109.webp
خوردن
من سیب را خورده‌ام.
cms/verbs-webp/84314162.webp
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره می‌پاشد.
cms/verbs-webp/105681554.webp
باعث شدن
شکر بسیاری از بیماری‌ها را ایجاد می‌کند.
cms/verbs-webp/55269029.webp
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
cms/verbs-webp/51120774.webp
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را می‌آویزند.