لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
خوردن
من سیب را خوردهام.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
باعث شدن
شکر بسیاری از بیماریها را ایجاد میکند.
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.