لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
تولید کردن
ما با باد و نور خورشید برق تولید میکنیم.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.