لغت
فنلاندی – تمرین افعال
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشینها رانده میشوند.
تولید کردن
میتوان با رباتها ارزانتر تولید کرد.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.
وارد کردن
بسیاری از کالاها از کشورهای دیگر وارد میشوند.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!