لغت
فنلاندی – تمرین افعال
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
خوردن
من سیب را خوردهام.
نابود کردن
فایلها کاملاً نابود خواهند شد.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.