لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
آماده کردن
آنها یک وعده غذایی لذیذ آماده میکنند.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
رفتن
مهمانهای تعطیلات ما دیروز رفتند.