لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
زدن
قطار به ماشین زد.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
پاسخ دادن
او با یک سوال پاسخ داد.