لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
باعث شدن
آدمهای زیادی به سرعت باعث آشفتگی میشوند.
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.