لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
بیرون آمدن
چه چیزی از تخم بیرون میآید؟
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
پاسخ دادن
او با یک سوال پاسخ داد.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
صحبت کردن
هر که چیزی میداند میتواند در کلاس صحبت کند.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.