لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
زدن
قطار به ماشین زد.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.
استخدام کردن
شرکت میخواهد مردم بیشتری را استخدام کند.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
نمایش دادن
هنر مدرن اینجا نمایش داده میشود.