لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
خوش گذراندن
ما در پارک تفریحی خیلی خوش گذشت!
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
گرفتن
او یک هدیه زیبا گرفت.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
کُشتن
مار موش را کُشت.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.