لغت
دانمارکی – تمرین افعال
دراز کشیدن
بچهها در علفزار دراز کشیدهاند.
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.