لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
خوردن
من سیب را خوردهام.
بالا آمدن
او دارد از پلهها بالا میآید.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
زدن
کی زنگ در را زد؟
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
باعث شدن
شکر بسیاری از بیماریها را ایجاد میکند.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.