لغت
اکراينی – تمرین افعال
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
گفتن
او به من یک راز گفت.
پارک کردن
ماشینها در پارکینگ زیرزمینی پارک شدهاند.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
گفتن
او به او یک راز میگوید.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.