لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
منتشر کردن
ناشر این مجلات را منتشر میکند.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل میکند.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.