لغت
لهستانی – تمرین افعال
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
خرج کردن
ما باید پول زیادی برای تعمیرات خرج کنیم.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
تحت تاثیر قرار دادن
این واقعاً ما را تحت تاثیر قرار داد!
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.