لغت
فنلاندی – تمرین افعال
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
اتفاق افتادن
چگونه در این وضعیت قرار گرفتیم؟
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.