لغت
ويتنامی – تمرین افعال
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.
برگشتن
او برای روبرو شدن با ما برگشت.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.