لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.