لغت
تايلندی – تمرین افعال
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
چرخیدن
اتومبیلها در یک دایره میچرخند.
گم شدن
من در راه گم شدم.
وارد شدن
شما باید با رمز عبور خود وارد شوید.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.