لغت
تايلندی – تمرین افعال
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.