لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
وارد کردن
من قرار را در تقویم خود وارد کردهام.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
شگفتزده شدن
وقتی خبر را دریافت کرد شگفتزده شد.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.