لغت
فنلاندی – تمرین افعال
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
ترجیح دادن
بسیاری از کودکان به جای چیزهای سالم، شیرینیجات را ترجیح میدهند.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.