لغت
فنلاندی – تمرین افعال
خواستن
او خسارت میخواهد.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
مست شدن
او مست شد.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.