لغت
فنلاندی – تمرین افعال
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
خواستن
او خیلی چیز میخواهد!
برگشتن
بومرانگ برگشت.
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.