لغت
دانمارکی – تمرین افعال
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.
رانده شدن
متاسفانه هنوز بسیاری از حیوانات توسط ماشینها رانده میشوند.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
خواستن
او از شخصی که با او تصادف کرده است ، خسارت خواسته است.
وارد کردن
بسیاری از کالاها از کشورهای دیگر وارد میشوند.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.