لغت
لهستانی – تمرین افعال
فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.