لغت
اسلواکی – تمرین افعال
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.
تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.