لغت
استونيايی – تمرین افعال
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.