لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
باز زنگ زدن
لطفاً فردا به من باز زنگ بزنید.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.