لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.
بالا رفتن
او بالا پلهها میرود.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
دراز کشیدن
بچهها در علفزار دراز کشیدهاند.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.