لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
علاقه داشتن
فرزند ما به موسیقی بسیار علاقه دارد.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
اعتماد کردن
ما همه به یکدیگر اعتماد داریم.
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!