لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.