imati na raspolaganju
Djeca imaju na raspolaganju samo džeparac.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
stati na
Ne mogu stati na tlo s ovom nogom.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
pokupiti
Moramo pokupiti sve jabuke.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
okrenuti se
Ovdje morate okrenuti automobil.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
visjeti
Oboje vise na grani.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
dovršiti
Možeš li dovršiti slagalicu?
تکمیل کردن
آیا میتوانی پازل را تکمیل کنی؟
napiti se
On se napije gotovo svaku večer.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
gledati
Ona gleda kroz dalekozor.
نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.
obići
Oni obilaze drvo.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
oprostiti
Ona mu to nikada ne može oprostiti!
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
pobjeći
Svi su pobjegli od požara.
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.
izumrijeti
Mnoge životinje su danas izumrle.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.