لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
گفتن
او به او یک راز میگوید.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.
نگه داشتن
شما میتوانید پول را نگه دارید.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.