لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.