لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
تولید کردن
ما عسل خود را تولید میکنیم.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.