لغت
دانمارکی – تمرین افعال
سفارش دادن
او برای خودش صبحانه سفارش داد.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
سوختن
گوشت نباید روی منقل بسوزد.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.