لغت
زبان مقدونی – تمرین افعال
برخاستن
متاسفانه هواپیمای او بدون او برخاسته است.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.
انجام دادن
شما باید آن کار را یک ساعت پیش انجام میدادید!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک میکنیم!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
دنبال کردن
جوجهها همیشه مادرشان را دنبال میکنند.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.
گرفتن
او یک هدیه زیبا گرفت.