لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
محو کردن
گروه او را محو میکند.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.
چیدن
او یک سیب چید.
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.