لغت
زبان چینی – تمرین افعال
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
تکرار کردن
طوطی من میتواند نام من را تکرار کند.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
نابود کردن
فایلها کاملاً نابود خواهند شد.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
وارد شدن
وارد شو!
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.