لغت
دانمارکی – تمرین افعال
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.
سوختن
گوشت نباید روی منقل بسوزد.
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
کُشتن
مار موش را کُشت.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.