لغت
دانمارکی – تمرین افعال
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
نوشیدن
او چای مینوشد.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.