لغت
دانمارکی – تمرین افعال
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
آماده کردن
صبحانهی لذیذی آماده شده است!
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
کُشتن
مار موش را کُشت.
چیدن
او یک سیب چید.
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.