لغت
دانمارکی – تمرین افعال
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
زایمان کردن
او به یک کودک سالم زایید.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
بالا آمدن
او دارد از پلهها بالا میآید.
ترجمه کردن
او میتواند بین شش زبان ترجمه کند.