لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
مالک بودن
من یک ماشین اسپرت قرمز دارم.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.