لغت
دانمارکی – تمرین افعال
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
ملاقات کردن
آنها اولین بار یکدیگر را در اینترنت ملاقات کردند.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.