لغت
لهستانی – تمرین افعال
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
بیرون آمدن
چه چیزی از تخم بیرون میآید؟
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.